X
تبلیغات
رایتل

موشکافی

بررسی عمیق‌تر هر چیزی که می‌شود!

شنبه 25 شهریور 1396 ساعت 01:14

گاهی بهترین کمک ترک تیم است

همه ما ممکن است گاهی در شرایطی قرار بگیریم که فکر کنیم تغییر غیر ممکن است و قرار است اتفاقات بدی بیفتد و همه چیز روی سرمان خراب شود.


ممکن است فکر کنیم شرکتی که در آن کار میکنیم تا چند وقت دیگر فیل میشود یا اصولن با روش کار آن‌ها راحت نباشیم.


هفته گذشته فرصتی دست داد و پای صحبت یکی از موسسین اولیه یکی از استارتاپ‌های پر مدعای ایرانی نشسته بودم. این استارتاپ در اوایل با کمپین‌های عجیبش معروف شده بود و البته این کمپین‌ها تنها در جلب توجه موفق بودند و به عنوان مخاطب همیشه فکر می‌کردم این‌ها چه فکری کرده‌اند که یک فحش محاوره‌ای را هشتگ کرده‌اند و باهاش کمپین راه انداخته‌اند.

این موسس عزیز آنطور که می‌گفت از یک جایی به بعد کلن با هیچ چیز این استارتاپ حال نمی‌کند و فکر می‌کند با این وضع کمپین رفتن احتمالن به زودی باید  منتظر شکست باشند و به همین دلیل تصمیم می‌گیرد از تیم جدا شود و وقتی با پافشاری دیگر اعضا برای ماندن در تیم روبه‌رو می‌شود دلیل می‌آورد که با این مدل ذهنی، اگر شکستی هم در کار نباشد به احتمال زیاد تیم را به سمت شکست می‌کشاند.


فکر می‌کنم اگر در شرایطی هستیم که فکر میکنیم شکست می‌خوریم و کاری هم از ما ساخته نیست بهترین کار این است که تیم را ترک کنیم و وقت خودمان و دیگران را نگیریم و اگر هم می‌مانیم با تمام جان و دل چشم انداز تیم را قبول کنیم و تمام تلاشمان را بکنیم که شرایط را تغییر دهیم.


پ.ن : از استارتاپی که گفتم نامی نبردم چون هنوز این تیم مشغول به کار هستند و البته ربطی هم به هدف این متن نداشتند. البته یک نکته خیلی جالب برای من این بود که این کمپین‌های مسخره‌ای که ما می‌بینیم در داخل تیم‌ها هم مخالفان زیادی دارد. دیگر با دیدن این کمپین های احمقانه ناراحت نمیشوم و راحت خودم را آرام میکنم. یا به خودم گوشزد میکنم که ممکن است خودم هم یک روز همین حماقت‌ها را بکنم و بعد هم با خودم میگویم اگر به این تصمیم‌های احمقانه ادامه بدهند در آینده شکست می‌خوردند و از صحنه روزگار محو میشوند (که البته این استارتاپ هم امروز وضع چندان خوبی ندارد).

نظرات (1)
+ انصاری http://foad-ansari.ir
معمولا بعد از یک سال و شاید کمتر معلوم میشود که شرکت یا استارتاپ به مسیر درستی نمی رود ولی اینکه چرا متوقف نمیشود بیشتر دلایل احساسی دارد تا منطقی - به نوعی میشه گفت بین اعضای استارتاپ و محصول و ویایی که خودشان بافته اند وابستکی عاطفی پیش می آید که مانع تشخیص درست میشود. خیلی باید مواظب بود که شور و هیجان و احساسات چشم آدم را نبندد.
شنبه 25 شهریور 1396 ساعت 17:29
امتیاز: 1 0
پاسخ:
فواد فکر میکنم این که احساسات رو کنار بذاریم خیلی سخته تو این موارد. البته همین دونستن این موارد خیلی کمک میکنه. اگر وابستگی احساسی نداشته باشی خیلی احتمال داره که با شور و شوق کار نکنی و کار مهمی انجام ندی و از یه طرف هم خیلی چشم آدم رو به یک سری چیزها میبنده.
یه بار توی یه فیلم یه چیزی دیدم که خیلی برام جالب بود و اسمش استراتژی مرد دهم بود. توی این استراتژی، توی یک تیم ۱۰ نفره وقتی که طرحی داده میشه ۹ نفر دیگه باهاش به صورت پیشفرض مخالفت میکنن و اگر نفر دهمی که این طرح رو داده بتونه اون ۹ نفر رو قانع کنه اون طرح قبول میشه. البته باید اون ۹ نفر به قدری متفاوت باشن که بتونن از جوانب مختلف ایده رو بسنجن.
فکر میکنم اگر آدم یک سری افراد حرفه‌ای رو توی لیستش داشته باشه که توی مواقع اضطراری ازشون بخواد طرحش رو بررسی کنن خیلی مفید باشه.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :