X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

موشکافی

بررسی عمیق‌تر هر چیزی که می‌شود!

یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 23:23

من که صدایی نشنیدم!

اگر از دنبال کنندگان این وبلاگ باشید، به خاطر دارید که دو هفته پیش، کنکور داشتم. مراقب بی‌فکری در کلاسی که من در آن آزمون داشتم حضور داشت و در حین آزمون با من صحبت می‌کرد و سوالاتی می‌پرسید که با روش‌های مختلف شرش را کم کردم اما به هر حال چند دقیقه‌ای از وقتم را گرفت. در کنار این مورد هم اشتباه در محاسبه زمان کنکور از سوی حوزه امتحانی باعث شد که زمانی در حدود یک ربع را از دست بدهم. 


روز بعد از کنکور از سازمان سنجش پیامی دریافت کردم که در آن از داوطلبان خواسته شده بود، با مراجعه به سایت سازمان سنجش، کیفیت برگزاری آزمون در حوزه امتحانی خود را اعلام کنند. واکنش من عجیب بود. من هیچ نظری ندادم و از فرصت دادن امتیاز پایین به آن حوزه امتحانی وحشتناک  صرف نظر کردم. نمی‌دانم شاید با خودم فکر می‌کردم اینها همه بازی سازمان سنجش است و با نظر من چیزی درست نمی‌شود.


در زندگی ما، رویدادهای متفاوتی به وجود می‌آید که به ما فرصت اظهار نظر یا رای دادن را می‌دهد. تپسی و اسنپ از من می‌پرسند که نظرم در مورد راننده چه بود؟ از کیفیت کارشان راضی بودم؟ دیجیکالا از من می‌پرسد فرایند خرید از من را چقدر دوست داشتی و آیا باز هم پیش خودم بر می‌گردی؟ سلمانی من از من هربار می‌پرسد چطور شد موهات؟ در طول هر ترم، دانشکده از من می‌پرسد که نظرت در مورد استاد این درس چه بود؟ و مثال‌های زیادی از این دست.

خیلی وقت‌ها هم هیچ کسی از من نظر نمی‌پرسد. کسی از من نمی‌پرسد که دوست داری زندگی را چطور تغییر بدهیم که باب دل تو باشد؟ کسی از من نپرسید که آیا دوست داری وارد این دنیا بشوی؟ هیتلر و استالین از هیچ کسی برای کشتن میلیون‌ها آدم اجازه نگرفتند و همین الان هم خیلی‌ها از ما اجازه نمی‌گیرند که دنیا را به گند بکشند! حتا شده برای حفظ ظاهر.


شاید فرصت‌هایی که می‌توانیم رای بدهیم خیلی کمتر از فرصت‌هایی باشد که نمی‌توانیم رای بدهیم. اما مساله ما مقایسه این دو گروه رویداد نیست. دفعاتی که ما می‌توانیم رای بدهیم بسیار زیاد است و هر رای ما هم تاثبر کوچکی روی سیستمی که در آن زندگی می‌کنیم و با آن تعامل داریم می‌گذارد. این تاثیرهای کوچک جمع می‌شود و در بلند مدت مسیرهای متفاوتی را ایجاد می‌کند.


آیا ما به راننده‌ای که حق همه را زیر پا می‌گذارد امتیاز بالایی می‌دهیم؟ یا اصلا از دادن امتیاز چشم پوشی می‌کنیم چون معتقدیم که این‌ها همه بازی اسنپ است برای گیمیفیکیشن؟ آیا ما به فروشگاهی که با خدمات خوب و به موقع محصول مورد نیازمان را به ما رسانده امتیاز دادیم؟ آیا پای آخرین پستی که خواندیم و از آن لذت بردیم کامنت قدردانی از نویسنده گذاشتیم؟ 


واقعیتی که در هر سیستم وجود دارد این است که با هر بار رای دادن تاثیری هر چند کوچک ایجاد می‌کنیم. با گذاشتن کامند قدردانی، علاوه بر ایجاد حس خوب در نویسنده و ترغیب او به نوشتن بیشتر به خودمان یادآوری می‌کنیم که چه چیزی برایمان ارزش دارد و ساختار ارزش‌هایمان را هر بار به خودمان گوشزد می‌کنیم. با این کار، هربار عزم راسخی برای تصمیم‌های بعدیمان می‌یابیم و همینطور محتوای دوست داشتنی بیشتری از هنرمند محبوبمان دریافت می‌کنیم. نظر ما او را به کار بیشتر ترغیب می‌کند و به مرور زمان کار او هم پخته‌تر می‌شود و در نهایت چرخه‌ای به وجود می‌آید که به نفع هر دو ماست.


ما در مواجهه با رویدادهای اینچنینی سه راه در پیش می‌گیریم.


1. نظری نمی‌دهیم

2. با بررسی و دید بلند مدت نظر درستی می‌دهیم

3. به هر دلیلی نظر خلاف واقع می‌دهیم


گروه سوم سیستم را به اشتباه می‌اندازند. دلیل آن‌ها هرچیزی می‌تواند باشد. جلب توجه‌، صرف حرکت کردن در جهت خلاف آب، شوخی کردن و یا نداشتن اطلاعات کافی. اما این گروه همیشه در اقلیت قرار دارد.


گروه اول اما بیشترین ضرر را به سیستم اطرافشان وارد می‌کنند. آن‌ها هیچ چیز نمی‌گویند. آن‌ها از نظر سیستم وجود ندارند اما این واقعیت ندارد. سیستم آن‌ها را نمی‌بیند و جهت‌گیری‌های بعضا اشتباهی را انجام می‌دهد که اغلب به ضرر همین دسته تمام می‌شود. راننده‌ای را در نظر بگیرید که در مه غلیظ حیوان بی‌گناهی را زیر می‌گیرد. او از وجود این حیوان بی‌گناه خبر نداشته. آن حیوان بی‌گناه هم علامتی از حضور خود نشان نداده.


گروه دوم هم همیشه در فکر بهبود است. بهبودی تدریجی. هیچ وقت امید خود را از دست نمی‌دهد و می‌داند که اگر به دنبال دستاوردی باشد، باید در آینده‌ای نه چندان نزدیک در پی آن باشد. می‌داند که حلقه‌های معیوب سیستم‌ها چقدر ایجاد تغییرات را با تاخیر مواجه می‌کنند. اما او ادامه می‌دهد. می‌داند، هربار که بهترین گزینه موجود را انتخاب کرد، سیستم تکان کوچکی می‌خورد و همه اعضا متوجه آن می‌شوند. هر بار یک قدم بر می‌دارد و می‌داند که در هر قدم ممکن است اشتباه کند و با جان و دل مسئولیت انتخاب‌هایش را می‌پذیرد و از آن درس می‌گیرد.


این بار که فرصت رای دادن پیدا کردید چه می‌کنید؟

نظرتان را می‌گویید یا یک جا می‌نشینید تا کسی متوجه حضور شما نشود؟ 


در نهایت باید توجه داشته باشید که چه نظر خود را ثبت کنید و چه از این حق خود صرف نظر کنید تصمیم نهایی گرفته خواهد شد. سیستم‌ها منتظر نظر نمی‌مانند. سازمان سنجش منتظر نظر من نماند که بفهمد آیا واقعا نظرم را در مورد حوزه امتحانی اعلام کرده‌ام یا نه. شرکت‌ها از مشتریانی که فیدبک نمی‌دهند چیزی یاد نمی‌گیرند و توجهی هم به آن‌ها ندارند. نویسنده‌ای که نظر خوانندگانش را نمی‌داند انگار که دارد با خودش صحبت می‌کند، و چه داستان‌های وحشتناکی که نویسندگان بدون بازخورد نساختند.


شاید انتخابات، تنها، رویدادی است که هر چند سال یک بار، باصدای بلند این نکته را به ما گوشزد می‌کند که ما می‌توانیم نظر بدهیم. سیستم‌ها با تمام نواقصشان از بازخوردها تاثیر می‌پذیرند و نظر ندادن یعنی ندادن بازخورد. یعنی آزاد گذاشتن یک سیستم در ادامه دادن به مسیر فعلی. یعنی رها کردن فرمان ماشین. یعنی دهقان فداکاری که لباسش را آتش نمی‌زند و قطار و مسافرانش را به نابودی می‌کشاند.


شما جزو کدام دسته هستید؟ صدایی نمی‌آید؟

نظرات (3)
+ فرزاد
من تقریبا با نوشتت موافقم به جز این بحث که رای ندادن بهتر از رای دروغی دادنه. فک کنم این خیلی بستگی به شرایط و موقعیت داره.

اما از نظر من این عدم تمایل به رای دادن (حداقل واسه من) به این برمی گرده که ایا رای من واقعا تاثیر گذار هست؟ من فکر می کنم اگه بر فرض محال رای ما 100 درصد مورد توجه قرار بگیره، همه ی ما در رای گیریها شرکت می کنیم.

یا شاید عدم علاقه ما به رای گیری به تفاوت فاحش سطح انتظار ما از سیستم و عملکرد اون سیستم برمی گرده که منجر به نا امیدی و عدم ارایه بازخورد از طرف ما میشه.
در هر صورت اینها نباید مانع از این بشن که ما از تغییرات اهسته و پیوسته سیستم چشم پوشی کنیم. فکر کنم به مرور زمان این تغییرات کوچک و اهسته منجر به تغییرات و پیشرفت محسوس در درازمدت میشه.
شنبه 30 اردیبهشت 1396 ساعت 16:03
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی فرزاد. مثل همیشه چالشی بود دیدگاهت و البته یک چیزهایی بهم یادآوری کردی که در نظر نگرفته بودم.

راستش تنها تغییری که من قبول دارم تغییر تدریجی در طول زمان و پیوسته هست. غیر از این هر چیزی باشه زودگذره و به زودی از بین میره و یا تعدیل می‌شه. تعدیل به معنای این که دامنه اون تغییر سریعن کاهش پیدا می‌کنه و خیلی وقت‌ها هم سیستم رو نابود می‌کنه.
سلام
عالی و زیبا تحلیل کردی
اینم نظر من که موضوع نوشتارت بود
بیا و شما هم نظر بده عزیز
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 00:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون دوست عزیز.
با کمال میل سر می‌زنم. فقط برای نظر فرصت بهم بده تا فردا که امشب خوابم میاد :).
+ محمد زنگانه
خیلی خوب تونستب کارب کنی که برم ۲۹ ام و رای بدم حتب بهتر از امین.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 00:19
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بسی مشعوفم الان :))
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :