موشکافی

بررسی عمیق‌تر هر چیزی که می‌شود!

جمعه 27 اسفند 1395 ساعت 10:56

نیمه راه

امروز روز مهمی برای من به حساب می‌آید. حدود ۱۷ روز پیش تصمیم گرفتم که به مدت ۳۰ روز تمرین نوشتن کنم و هر روز بیش از ۵۰۰ کلمه بنویسم. ۲ روز یادداشتی منتشر نکردم که یک روزش را اعلام کردم و روز دیگرش را هم خیلی بیش‌تر از ۵۰۰ کلمه نوشتم اما نتوانستم دکمه انتشار را فشار دهم. اما به صورت رسمی امروز پانزدهمین روزی است که می‌خواهم تمرین نوشتن کنم. با خودم فکر کردم چه چیزی بهتر از نوشتن در مورد همین مسیر.


من همان ابتدا از دوستان درخواست کردم که وقتشان را با خواندن این سری یادداشت‌ها تلف نکنند و اگر کار مهم‌تری دارند به آن برسند. هرچند در این مسیر دوستان عزیزی بودند که با تشویق‌هایشان یک جورهایی من را به جلو هل دادند و احساس می‌کردم اگر ننویسم خوب نیست. یکی از خوبی‌های عمومی کردن روند انجام کارها پیش دوستان این است که هم تشویق‌هایشان تو را به جلو می‌برد و هم ترس از دست دادن اعتبار. 


انتخاب موضوعات این 15 روز ایده‌هایی بود که به ذهنم می‌رسید و فکر می‌کردم تجربه نوشتن از این موضوع یا با این روش جالب خواهد شد. اگر بخواهم یک مروری داشته باشم :

1.  تجربه شخصی (سر به بیابان گذاشتن در عصر دیجیتال)

2. صحبت در مورد یک کتاب و مدل ذهنی نویسنده آن ( این مردم چرا نمی‌فهمند! )

3. نوشتن از یک فوبیا ( همه جا دنبالم است )

4. بداهه نویسی ( برایمان قصه بگو )

5. تجربه نوشتن با صدای یک شخصیت دیگر ( رورشاک )

6. نوشتن قصه یک روز از زندگی شخص دیگر ( یک روز )

7. داستانی شخصی ( چطور مهم‌ترین دارایی‌ام را به دست آوردم )

8. نوشتن از یک حس درونی ( مرا به عقب می‌کشد )

9. نوشتن یک لیست (هدیه تولد برای کودک ۱ ساله )

10. امید و ناامیدی (این زندگی حق نیست؟ )

11. بازی کردن با شخصیت‌ها یا یک داستان نیمه تخیلی نیمه واقعی (زوربا)

12. نوشتن از تجربه سحرخیزی ( تجربه سحرخیزی و چند نکته )

13. نوشتن پایان یک داستان (افق)

14. نوشتن تحلیل شخصی ( در باب عید )

15. جشن گرفتن رسیدن به نیمه راه که همین الان در حال خواندن آن هستید.


نوشتن با سوژّ‌های مختلف و از آن مهم‌تر این که هر روز آن را ادامه بدهی و دلسرد نشوی از سخت‌ترین کارهای دنیاست. سال‌ها پیش در حین انجام این تمرین دلسرد شدم فقط به این دلیل که پیشرفتی در نوشتن خودم مشاهده نکردم. یعنی آنقدر تازه‌کار بودم که پیشرفت را نمی‌دیدم و احساس نمی‌کردم. اما اتفاق جالبی که برایم افتاد این بود که چند روز پیش وقتی که داشتم تمرینی را روی متمم انجام می‌دادم احساس کردم خیلی راحت‌تر تمرینم را نوشتم و اشتباهاتم هم کم‌تر بود و راضی‌تر هم بودم نسبت به قبل. این همان تاثیر تمرین نوشتن است. گاهی یک تمرین سخت ۳۰ روزه را انجام می‌دهی و کلی فشار را تحمل می‌کنی تا بتوانی در شرایط عادی آن کار را بهتر انجام دهی.


از امروز باید ۱۵ روز دیگر هم این تمرین را ادامه بدهم. در این ۱۵ روز ایده‌های زیادی به ذهنم رسیده و تغییرات خوبی را تجربه کرده‌ام و تجربه‌های تکرار نشدنی داشتم. تجربه بیدار شدن در ۴:۳۰ صبح و نوشتن در تاریکی آن هم وقتی که به سختی چشمانت را باز می‌کنی تجربه عجیبی است. وقتی که یک روز کامل می‌بینی هیچ چیزی برای نوشتن نداری و لحظه آخر وقتی که پایت را درون اتاقت می‌گذاری یک ایده خوب به ذهنت می‌رسد. این‌ها همه چالش‌های خیلی جالبی برای من هستند و امیدوارم همین‌ها قلم من را پخته‌تر کنند.


۱۵ روز دیگر و با گزارش نهایی باز هم روند نوشتنم را گزارش می‌دهم.

نظرات (1)
+ حسام
سلام. تازه آشنا شدم. شما اینستا یا تلگرام حضور ندارید؟ دسترسی اونجا آسونتره.
جمعه 27 اسفند 1395 ساعت 11:26
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوست عزیز نمی‌دونم پیام شما رو شوخی بدونم یا نه. اگر تازه آشنا شدین پست‌های قبلی بنده رو هم بخونید که در مورد تلگرام و اینستا هم زیاد حرف زدم.

ممنون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :