X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

موشکافی

بررسی عمیق‌تر هر چیزی که می‌شود!

دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت 11:00

یک روز

هممم این هم از جای پارک همیشگی. این هیات علمی شدن برای ما هیچ چیزی نداشت این جای پارکش خوب بود. وگرنه سر و کله زدن با دانشجو... آن هم نه هر دانشجویی... این‌ها که دانشجو نیستند. ما 157 واحد پاس می‌کردیم تا مهندس می‌شدیم و تازه کنار آن 157 واحد انقلاب فرهنگی را هم می‌گرداندیم و الان این‌ها 140 واحد را به زور. کی به این‌ها اجازه می‌دهد بیایند دانشگاه؟ این دیگر چه وضع دانشجو تربیت کردن است آخر؟ چیزی هم بهشان می‌گویی بهشان بر می‌خورد.


خوب دیگر وقتش است که بروم دفترم اما از این دانشجوهایی که ریخته کف دانشکده و برای این که روزی اگر کارشان پیشم گیر کرد اذیتشان نکنم بهم سلام می‌دهند بیزارم. سرم را پایین می‌گیرم و مثل هر روز از 20 سال گذشته به سرعت طبقه همکف را می‌پیمایم و به طبقه دوم می‌روم. چند دانشجو هم که اینجاست... بله مثل این که با من کار دارند با آن نگاه‌هایی که می‌کنند. خجالت هم نمی‌کشند همیشه طلبکارند.. اما خودمانیم من هم خوب ادبشان می‌کنم. چند هفته پیش یک دانشجو با کت و شلوار آمده بود دفترم و همچین با غرور صحبت می‌کرد که هر کس دیگری بود اعصابش خورد می‌شد. آقا از اول ترم سر کلاس ظاهر نشده آنوقت آمده می‌گوید من با استاد قبلی این درس که دچار مصدومیت شد صحبت کرده بودم و قرار بود تا میانترم سر کلاس نیایم اگر می‌شود شما هم موافقت کنید. من هم گفتم برود حذف کند درس را ولی پرروتر از این حرف‌ها بود و به هر ترتیبی که شد انداختمش. با نمره 9.9 تا همیشه حسرت 0.1 را بخورد. این‌ها که دانشجو نیستند... حالا آمده دم دفترم می‌خواهد التماس کند 0.1 را هم بهش بدهم اما اشتباه فکر کرده. 


در دفترم را می‌زند. بفرمایید.

- سلام دکتر ببخشید من توی مهلت ثبت نام ظرفیت نرسید تا 3 واحد جوش رو بردارم. این ترم اگر بر ندارم این درس رو 5 ساله می‌شم امکانش نیست الان کمی ظرفیت درس رو برد بالا؟ چند نفر دیگه هم این مشکل رو دارن. 

- شما چرا الان اومدی؟ وقتی ظرفیت نیست دیگه کاری نمیشه کرد که. بفرمایید بیرون.

دانشجو نیستید شما که. زمان ما با خط کش مهندسی حساب می‌کردیم و حالا این‌ها با ماشین حساب مهندسی هم نمی‌توانند حساب کنند.


حوصله‌ دانشجوهای دیگر را ندارم. نیم ساعت بعد وقت ناهار است. در دفتر را می‌بندم و به سرعت از پله‌ها پایین می‌روم و محیط دانشکده را ترک می‌کنم. چند سال زحمت کشیدم تا به اینجا برسم. معاون دانشجویی که نباید طرف دانشجو را بگیرد. هرچقدر با این‌ها کنار بیایی بیشتر می‌خواهند. تا وقتی که اساتید را از این دانشکده بیرون نکنند راضی نمی‌شوند که. از من که باشد باید همان 157 واحد قدیم را پاس کنند تا بتوانند اسمشان را مهندس هم بگذارند. حالا که معاون دانشجویی شده‌ام زمان خوبی است که شرایط را تغییر دهم. دیگر گذشت آن زمان‌ها که در ناز و نعمت درستان را می‌خواندید. یا درس بخوانید یا ترک تحصیل کنید و ما را راحت کنید. هیچ جوری هم آخر نمی‌شود حق را به آن‌ها داد. سر کلاس خودم که با تلاش تمام و با اصول درسم را می‌دهم باز هم یک سریشان درس را می‌افتند و می‌گویند سخت بود. این‌ها که دانشجو نیستند.


خداروشکر توانستم 4 ساعت تمام از آن‌ها فرار کنم. حالا دیگر خسته هستند و حال چک و چانه زدن ندارند. می‌روم در دفتر دانشکده. آنجا باز سریعتر کارها پیش می‌رود. سلام خانم محمدی

- سلام آقای دکتر چندتا دانشجوها از امروز صبح کارتون داشتن.

- بله دیدمشون. بیان تا ببینیم چی می‌شه هه هه هه.

- بله می‌گم بیان.


آها این گنده‌شان است. این را اول فرستاده‌اند که ببینند واکنشم چیست تا باقی‌شان هم استراتژی مناسب اتخاذ کنند. کور خوانده‌اند.

- سلام آقای عظیمی... همیشه غایب تمامی کلاس‌ها. شما کجا اینجا کجا. چی می‌خواین حالا؟

گریه هم می‌کند برای من. فکر کرده من با این چیزها نرم می‌شوم. آخر بچه جان من عین این 20 و اندی سال حداقل 20 نفر مثل تو دیده‌ام.

باز هم درخواست برداشتن یک درسی را می‌کند اما نمی‌گذارم. دیگر تمام شده آن دوران قدیم که معاون دانشجویی‌ها با اینها راه می‌آمدند. نفر بعدی می‌آید.

- بفرمایید

- سلام دکتر. برای معرفی به استاد فرم پر کردم گفتن شما باید امضا کنید.

- بفرمایید این هم امضا. این فرم رو بدین به خانم محمدی.

بیا این هم از دانشجوی ما. معرفی به استاد می‌خواهد. مردک 6 سال برای 140 واحد گرفتنش کافی نبود حالا باز هم مانده.

- راستی آقای احمدی شما سال چندمتونه؟

- سال ششم..

- بفرما خانم محمدی. سال شیشمشونه اون وقت چیزی هم بهشون بگی بهشون بر می‌خوره. آقا دیگه اینجا از این خبرا نیست. شما که کارتون تموم شد ولی از این به بعد دیگه از این خبرها نیست.

- بله دکتر..

حوصله‌شان را ندارم. از دفتر خارج می‌شوم و به دنبال یک راه دیگر می‌گردم تا امروز هم باقی‌شان را دست به سر کنم. این‌ها که دانشجو نیستند. دانشجوی 140 واحدی آخر؟ این چه وضعی است دیگر. زمان ما... حالا این‌ها...

نظرات (1)
+ فواد انصاری http://foad-ansari.ir
خیلی عالی مینویسی امین ادامه بده - من که لذت بردم از هر دو پست اخیرت
دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت 23:07
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنون فواد جان. خیلی بهم انگیزه دادی. امیدوارم بتونم تداوم داشته باشم تا آخر دوره 30 روزه.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :