X
تبلیغات
رایتل

موشکافی

بررسی عمیق‌تر هر چیزی که می‌شود!

جمعه 6 اسفند 1395 ساعت 13:27

باور کنید همه‌شان صاحبان آژانس نبودند

تنها پیش نوشت : موضع من مشخص است. هر چیز قدیمی و ناکارآمدی محکوم به نابودی است. خوب و بد بودنش هم با ما نیست. آرام و خشن بودنش هم با ما نیست. از بین می‌رود. چتر حمایتی و جلوگیری از آسیب‌ها یک مشت حرف برای دل خوش کردن ماست. شاید برای روزی که خودمان قدیمی شدیم. روزی هم که خودمان قدیمی باشیم هرچقدر هم نق بزنیم باید از بین برویم پس این حرف‌ها جای بحث ندارد.


اصل موضوع : مدتی پیش حتی پیش از آن که بحث اسنپ و تپسی در جامعه به خبری داغ تبدیل شود به یکی از بستگانم که راننده آژانس است گفتم چرا در اسنپ و تپسی کار نمی‌کنی؟ می‌دانستم راننده‌های اسنپ و تپسی درآمد بهتری دارند و با دیدن بیکاری او که به زور در روز به اندازه انگشتان دست هم مسافر نداشت گفتم شاید خوب باشد این گزینه را به او پیشنهاد بدهم.

جوابی که به من داد به من فهماند که اصلا بحث این که هرکسی به سمت حداکثر کردن منافعش می‌رود فقط در پول خلاصه نمی‌شود. بسته به میزان حماقت، منافع هرکس در یک چیز تعریف می‌شود. خلاصه جواب او این بود که درست است تعداد مسافر در اسنپ و تپسی بیشتر است اما قیمت کمتر است و همان پول قبلی را در می‌آورم و در ضمن اصلن آمدیم یکی پولش را نداد من چطور می‌توانم ثابت کنم؟ 

همین برای من کافی بود تا به حماقت شخص روبه‌رویم پی ببرم. آمدیم و پول را نداد؟ معلوم بود فقط از دور یکی برایش از این اپلیکیشن بد گفته. دیگر پاپی او نشدم و گفتم به درک. تازه یاد پراید درب و داغانش افتادم و رانندگی افتضاحش که هر وقت در ماشینش می‌نشستم دلهره داشتم که به مقصد نرسم. شاید هم چندباری تلاش کرده بود وارد این پلتفرم جدید شود اما به خاطر همین وضعیت نتوانسته. شاید منافعش در همین سیستم کم بودن مسافر و نق زدن‌هایش خلاصه می‌شد آخر می‌دانید؟ از این آدم‌ها در جامعه ما کم نیست. از کودکی می‌بینند که همه نق می‌زنند و بزرگ که می‌شوند از اولین تمرین‌های بودن در جمعشان می‌شود زار زدن از تمام عالم و آدم. این روش اتفاقا به هیچ وجه از ناچاری نیست، به نظرم فراری رو به جلو برای آن‌هاست. «کی حال این همه مسافر را دارد؟ بگذار به همان سیستم قدیمی و چای خوردن و چرت زدن در دفتر آژانس بچسبیم. جبران کم بودن درآمدمان را هم سر آن مشتری که چرتمان را به هم زد می‌کنیم و هزینه بیشتری از او می‌گیریم.» 


از این مفت‌خور‌ها بگذریم. اصل بحثم چیز دیگری است فکر می‌کنم. مدتی پیش در مطلبی به تخفیف‌های اسنپ و تپسی اعتراض داشتم. اعتراضم به این دلیل بود که حیفم می‌آید این کسب و کارها با این رقابت‌ها هم دیگر را ضعیف کنند. همین الانش هم به اندازه کافی مزیت رقابتی دارند تا رقیب قدیمیشان را از میدان رقابت بیرون کنند. اتفاقا خیلی خوب شد که یک رقیب مشترک پیدا کردند و فعلا تمرکزشان برای پشت سر گذاشتن آن رقیب فرسوده و بی رمق است.


یکی از بهترین مستندهایی که تا به حال دیده‌ام داستان زندگی سه جوانی است که پلتفرم thepiratebay را راه‌اندازی کرده‌اند. در یک صحنه در دادگاه، قاضی دادگاه (که نماینده سیستم قدیمی است) با سوال‌های احمقانه‌ای سعی در آزار و اذیت استاد دانشگاهی دارد که از این پلتفرم در مقاله‌ای حمایت کرده. اگر درست به خاطر داشته باشم آن استاد از کوره در می‌رود و می‌گوید برای این که مشتری از محصول لعنتی شما استفاده کند باید ارزش افزوده واقعی و بیشتری به او بدهید. 


همین مورد در رابطه با آژانس‌ها و تاکسی‌ها وجود دارد. ارزش افزوده شما چیست تا آدم به خدمات لعنتی‌ شما روی بیاورد؟ آن ماشینی که شبیه انباری شده؟ یا آن قیمت‌های متغییرتان که بر اساس شانس کار می‌کند؟ یا آن اخلاق مزخرفتان و مزخرفاتتان در مورد مملکت و جهان پیرامونتان؟ 


برای دوستانی که پی‌گیر فضای استارتاپی و این لوس بازی‌ها نیستند باید بگویم که حرکت رانندگان ناکارآمد و صاحبان ناکارآمدتر آژانس روبه‌روی مجلس، ادامه جو منفی و ناموفقی است که علیه این فضا به راه افتاده که البته آن هم دنباله رفتار بی منطق ما است که هر چیزی را به گردن یک دشمن خارجی می‌اندازیم که آن هم دنباله چیزهای دیگری است که مناسب این بحث نیست. این را گفتم که بگویم در راستای همین فضای منفی مدتی پیش میزگردی بود که در آن دکتر مشایخی هم حضور داشت. بحث در مورد ضررها! و فواید استارتاپ‌‌ها بود. به خوبی می‌شد تشخیص داد که کسانی که نقد و گله داشتند هیچ چیزی از واژه استارتاپ نمی‌دانستند و فقط چیزهایی در مورد بدی‌هایش در جاهای مختلف شنیده و یا خوانده بودند. نقد اصلی و احمقانه در همان‌جا هم این بود که استارتاپ‌ها مشاغل سنتی را به خطر می‌اندازند و بخش سنتی باید مورد حمایت قرار بگیرد.


این حمایت دیگر چیست سر زبان‌ها افتاده؟  در همین فضای سنتی بازار خودمان بعضی از فرزندان همان بازاری‌ها که خطر را حس کرده‌اند به دنبال ورود به دنیای جدید هستند و اتفاقا مورد حمایت نسل قدیمی‌شان. در همان بازار هم افراد متحجری هستند که مثل کبک سرشان را در برف فرو کرده‌اند. خوب معلوم است ثروت دارد از یک سمت به سمت دیگر جامعه می‌رود و افرادی که خود را با این شرایط وفق ندهند هم نابود می‌شوند. حمایت دیگر معنی ندارد اینجا. اتفاقا برای تفکرهای چپ هم فضا بهترین فضاست. به قول ست گادین در این دنیای جدید ابزار تولید در دسترس همه هست. اگر شما از آن استفاده نمی‌کنید، مقصر خود شما هستید. تقصیری که نابخشودنی است. هرچقدر هم حمایت باشد. هم هزینه بیهوده شده هم کارایی ندارد. 


به نظرم کم لطفی است که بگوییم فقط صاحبان آژانس در آن تجمع بودند. اتفاقا به نظرم جمعیت رانندگان بیشتر هم بود. همان رانندگانی که از جنس آشنای ما هستند. نه حوصله تحرک و رقابت دارند و نه موافق تغییرات دنیای اطرافشان هستند. دنیا باید ثابت باشند و از این‌ها جلو نزند.


راستی یادم رفت بگویم. حرف‌هایی که زدم نظرات شخصی بود. به دیده همان نظرات شخصی به آن نگاه کنید.

---------------------------------------------------------------------------------------------


خواهان خواری دیگری بود. دیگران خوار می‌باید تا کربلایی دوشنبه احساس سرافرازی کند. برخی چنینند که بلندی خود را در پستی دیگری، دیگران می‌جویند. به هزار زبان فریاد می‌زنند که : تو نرو تا ایستاده من، بر تو پیشی داشته باشد! این‌گونه آدم‌ها، از آن رو که در نقطه‌ای جامد شده و مانده‌اند؛ چشم دیدن هیچ رونده و هیچ راهی را ندارند.

جای خالی سلوچ/محمود دولت‌آبادی

نظرات (4)
+ رسول
من فکر میکنم ما موضوع رواز دید خودمون مبینیم یعنی به هرم کلی جمعیت دقت نداریم !!

وقتی افیس اومد چندتا منشی و نویسنده بیکار شدن ؟
عامل بیکاری ایا افیس بود ؟ یا تکنولوژی بود؟ یا نه بیل عزیز بود ؟

اگر سعی در مقصر کردن کسی داشته باشیم باز هم فرق نمیکند چون اتوماسیون شده بود و عملافرقی نمیکرد !


الان هم فرقی ندارد اسنپ باشد تاکسی تلفنی باشد یا ... بهتر است راه حل هایی ارائه دهیم که منافع همه حفظ شود !

شاید منافع همه یکم باشاخص هایی که داریم قابل تطبیق نباشد مثلا بگویم تلاش بیشتر خب منفعت بیشتر

ولی سوالم اینه اون هایی که میدونستن چقد به اونایی که نمیدونستن کمک کردن ؟ یعنی چقد تکنولوژی رو معرفی میکنیم ؟و بعد چقد عملی میکنیم این همه ناهماهنگی از موراد رو در تفهیم سازی میبینم خودم تفهیم سازی برای چه کسی وچگونه هم مهم هست که در این جا نمیگنجد

یادم میاد یکی میگفت سال 1370 قطار برقی زده بودن تو تهران (البته جاتون خالی ماهنوز دنیا نبودیم ) اونموقع مردم خیابون دماوند اگر شاتباه نکنم نمیدوستن چی هست برا همین وقتی تو خیابون رد میشدن هی غز میزدن و یا شک میکردن به کار ها
اخرش هم با داستان سرایی تموم شده بود که اینپروژه طول کشید چون پولشو خوردن و چون فلان وفلان

تقریبا چند سالی هست گرفتار #تب_تفهیم شدیم
شنبه 14 اسفند 1395 ساعت 17:02
امتیاز: 0 0
+ سیدمهدی حسینی http://www.mahdi-hosseini.com
امین جان مطلب خوبی بود. ولی من مخالفتهای اینچنینی رو عجیب نمی دونم. بالاخره از میان اینهمه راننده و صاحب آژانس طبیعیه که تعدادی هم جمع شوند و شعار بدهند. از عوام نمیشه توقع داشت مثل خواص فکر کنند. چیزی که برای من جالب هست این هست:
آیا آنهایی که اسمشون رو کارشناس میگذارند یا مدیریتهای چنین اصناف یا مراکز تصمیم گیر مرتبط رو دارند هم روند تکنولوژی و کسب و کار رو نمی بینند؟ چرا باید چندین ماه این همه بحثهای بی سرانجامی بشه که درنهایت چنین تجمعات یا شعارهایی رو رقم بزنه. چرا کاری می کنیم که کارشناسان واقعی مجبور بشن ذهن و قلمشون که میتونه به مسائل مهمتر بپردازه رو به اینگونه مسائل بدیهی تخصیص بدن. مدیریت چنین مسئله کوچکی اینهمه سخت هست؟ بعید میدونم. اینکه فعالان کسب و کارهای سنتی را مقصر بدونیم به نظرم اشتباه هست. مقصر را جای دیگری باید جست.
شنبه 7 اسفند 1395 ساعت 01:16
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنون از نظرت مهدی جان.

من هم موافقم باهات. این‌ها بازیگرهای کوچیک هستن. جالبه چند وقت پیش نماینده صنف تاکسیران‌ها توی یک مناظره تلویزیونی می‌گفت که این شرکت‌های نرم افزاری فقط وظیفه تولید و فروش نرم افزار رو دارن و نرم‌افزار رو باید می‌دادن به ماها.

مشکل به نظرم از جایی هست که انحصار یک نهاد قدیمی و ناکارآمد تهدید می‌شه. بسته به ساختار کشورها هم آینده‌های متفاوتی برای این درگیری ممکنه پیش بیاد.

البته توی نوشته من افرادی که اقدامی هم نمی‌کنن و خودشون رو با شرایط جدید وفق نمی‌دن هم به اندازه مهره‌های بزرگ ین ماجرا مقصر هستن. هیچ جوری نمی‌تونم خودم رو راضی کنم که فقط بگم سیستم غلطه و مشکل داره. درسته سیستم کلی مشکل داره اما نباید نقش بازیگران کوچیک این سیستم رو هم نادیده بگیریم.
+ فواد انصاری http://foad-ansari.ir
سلام امین جان - به نظرم مشکل اصلی ما اینه که سهم کودکمان خیلی بیشتر از بالغه و در این سالها دولت رو مثل پدر یا حامی فرض کردیم. این قضیه اصلا جدید نیست همانطور که نابود گردد و تقصیر گردن خارجی انداختنمان هم جدید نیست و یه چهل سالی ازش میگذره . ولی این موضوع خیلی عمیق تر از بحثهای امروزی تکنولوژی است. به عنوان عضو هیئت مدیره نظام صنفی رایانه استان در خیلی از جلسات اعتراضی و ... بودم. برای نمونه پارک علم و فناوری که یک نهاد دولتی است برای شرکت های 10 ساله و 5 ساله چتر حمایت درست کرده که چی !‌ عملا این نهاد دولتی برای این شرکتها داره بازاریابی میکنه و تلاش میکنه پروژه بگیره - توی این جلسات یک از این شرکتهای عضو پارک با داد و قال میگفت که وضعیت فروشمان خوب نیست و دولت کمک نمیکنه. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
شنبه 7 اسفند 1395 ساعت 00:42
امتیاز: 2 0
پاسخ:
سلام فواد عزیز. فکر کنم اگر ریشه این گردن دشمن انداختن‌هامون رو بگیریم و وسواس به خرج بدیم تا زمان خشایارشاه هم بتونیم بریم عقب که کل مشکلات رو از شکست پدرش از یونانی‌ها توی جنگ آتن می‌دونست تا قرن‌ها بعد و حزب توده که هرکی نظراتشون رو قبول نداشت رو یک مشت مفسد بی سواد می‌دونستن تا همین امروز :))

من هم کاملن باهات موافقم. فکر می‌کنم ما به عنوان کسب و کارها و مردمی که اینجا زندگی می‌کنیم به اندازه هر کس دیگه‌ای مقصریم. انتظارات بیجا، تلاش کم و خیلی رفتارهای نادرست دیگه. سیستمی هم باید نگاه کرد اما به هرحال تغییر باید از یک نقطه‌ای شروع بشه. اگر نمیتونیم نفتمون رو کلن بذاریم کنار و از تنبلی در بیایم خوب خودمون رو که میتونیم تغییر بدیم یک ذره.
+ امین آرامش http://aminaramesh.ir
نظرات شخصی بسیار خوبی هم بود امین جان، من که لذت بردم از خوندنشون.
باهات موافقم و از این جنس آدمهای "چیز" هم زیاد دیده ام. به قول ست گادین، بدبختی آینده اینها "تقصیر خوشان است."
راستی امین دارم برکینگ بد رو میبینم، دمت گرم بابت پیشنهادت :)
جمعه 6 اسفند 1395 ساعت 22:23
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون امین عزیز. نظر لطفته.

خیلی انتخاب خوبی انجام دادی. توی همایش آینده جدای از بحث‌های متمم و انتقال تجربیات، کلی حرف هم در این زمینه داریم که بزنیم پس :))
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :